
میخواهم فراموشت کنم! و این علامت تعجب برای تو نیست؛ همان زمانی هم که بودی از تصمیمهایم متعجب نمیشدی، چه برسد به الان که طوری رفتهای که انگار هیچ وقت نبودی؛ آنقدر که اگر از افبیآی هم بیاید و با مدرنترین تجهیزاتش خانه را بگردد، اثری از تو پیدا نمیکند و تو را از اتهام قتل من تبرئه میشوی؛ به صرف دم و بازدم منظم ششهایم که مثل حرکت منظم سیلندرهای موتور ماشین پیرمردیست که چون کنار خیابان است و ترافیک درست نکرده، کسی نمیفهمد سکته کرده است؛ حتی اگر قرنها سرش روی فرمان افتاده باشد و بوق ممتد ماشینش در ...
ادامه مطلب