داغ ِ تو بر جگرم افتاده شعله بر بال و پرم افتاده xa0 اين چهل روز خدا ميداند به كجاها گذرم افتاده xa0 بعد از آن رو زدنت بر دشمن آب هم از نظرم افتاده xa0 به خدا هركس و ناكس چشمش به من و چشم ترم افتاده xa0 (محمد حسن بيات لو) ...