گمشده

متن مرتبط با «57» در سایت گمشده نوشته شده است

111

  • نیلوبلاگ

    کسی اینجا هست که بتونه بگه چطور یه ادم میتونه انقد کثیف و نامرد باشه که با احساسات یه دختر 15 ساله بازی کنه؟ اخه دختر 15 ساله واقعا چی از زندگی و درداش حالیشه؟چی داره ب جز یه احساس پاک و بکر؟ یه احساس که با تمام وجود خرج عزیزاش میکنه؟ یه دختر 15 ساله ی تنها و ساده چه گناهی داره؟ چه گناهی؟ یه دختر تنها تو هر سنی هم باشه دنبال همراه و همدردو یار و عشق میگرده حالا این که همش 15 سالشه و تو اوج پاکی و سادگی قرار داره.... امان از بعضی از پسرا ...امان ...امان ....امان از یونس..امان.......

    ادامه مطلب
  • 115

  • نیلوبلاگ

    اون خانوم که دو سه شب پیش تو مسجد ازم خواستگاری کرد و من پس پاسخ منفیم شماره خونه مهسا اینارو دادم برای خواهرش...امروز رفته بود خواستگاری خواهر مهسا....انگار خوب بوده...خیره انشاالله....انشالله همه عاقبت بخیر بشن...

    ادامه مطلب
  • 57

  • نیلوبلاگ

    خيلي دوست دارم تو اين شبا ک با آقاي برادر ب مسجد ميرم دو نفر منوکنارآقاي برادر ببينن 1-جناب موبلند 2-آقاي ميم.عين موبلند ب اين خاطر ک اگر 1روز ازمن خوشش اومد بدونه من کيم و کجابايدبياد آقاي ميم.عين هم بخاطر رفع ورجوع1سري مساعل خدا آقايون برادرامو حفظ کنه واقعا اينترنت بنيان برهم زنندس.برم ب کارام برسم.تابا دعواي مادر مواجه نشدم...

    ادامه مطلب
  • 35

  • نیلوبلاگ

    امروز ساعت 5:18 دقیقه ی صبح ساعتم زنگ زد و من بیدار شدم و مامان را برای نماز صبح بیدار کردم و خودم دوباره خوابیدم . و نمازم قضا شد واقعا با خودم چند چندم؟؟؟ چقدر حس بدی بود که ساعت 6:18 دقیقه بیدار شدم و دیدم افتاب طلوع کرده + امروز بامامان به خیابان میرزاده عشقی ،فروشگاه حجاب برتر رتیم و سه تا مقنعه ی کرپ رنگی برای دانشگاه خریدم یه سبز یه صورتی تیره و یه سبز آبی با دوتا ساق دست گیپور دار سیز و صورتی چقد حرف داشتم همه اش یادم هست حال نوشتنس نیست + لطفا راجب پست ها نظر بگذارید...

    ادامه مطلب