
هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردم تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم مریم باکره ای بود و عبادت می کرد جبرئیلش شدم و پاک خرابش کردم چشم افسونگر میگون غزلخوانی داشت هر غـــزل خواند یکــی ناب جوابش کردم گل سرخی که دهانم ز دهانش بر داشت آنقدَر سخت مکیدم کـــه گلابش کردم تا کـــه شلّیک کند بوسه ی آتش ، تا صبــح لب مسلسل شد و پیوسته خشابش کردم بازوان را ز دو سو مثل کتابی بستم مثل یک برگ گل ِ لای کتابش کردم تا کــه بردارم ، از گردن او حـق زکات بوسه ی بیشتر از حدّ نصابش کردم غلامعباس سعیدی...
ادامه مطلب
مهسا جان خيلي دوست دارم آجي خيلي...
ادامه مطلب
اصلا برای بعضی چیزها هر چقدر هم که بگردی و فکر کنیو خودت را به این در و آن در بزنی وصفی زمینی پیدا نمیکنی!!!نمیدانم چه بگویم در وصف نجابت و پاکدامنی اتو به خاطر صبر و استقامتت خواهر مسلمانم ...آزادی عاشقانه ات را نمی فهمند ... xa0 xa0...
ادامه مطلب