1شعر مورد دار

خرید بک لینک
هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردم تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم مریم باکره ای بود و عبادت می کرد جبرئیلش شدم و پاک خرابش کردم چشم افسونگر میگون غزلخوانی داشت هر غـــزل خواند یکــی ناب جوابش کردم گل سرخی که دهانم ز دهانش بر داشت آنقدَر سخت مکیدم کـــه گلابش کردم تا کـــه شلّیک کند بوسه ی آتش ، تا صبــح لب مسلسل شد و پیوسته خشابش کردم بازوان را ز دو سو مثل کتابی بستم مثل یک برگ گل ِ لای کتابش کردم تا کــه بردارم ، از گردن او حـق زکات بوسه ی بیشتر از حدّ نصابش کردم غلامعباس سعیدی گمشده...

ما را در سایت گمشده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 10:07

صفحه بندی