گمشده

متن مرتبط با «مکالمات انگلیسی در بانک» در سایت گمشده نوشته شده است

دخترخاله جان روي درد و دلم باشماست

  • نیلوبلاگ

    آجي؟دلم تنگ شده براشون.چرا وقتي آدما ميميرن انقد عزيز ميشن؟با اينکه من مطمعنم اگربودن هم ما عاشقشون بوديم.دلم براي اون کوچه تنگ شده.براي اون خونه قديمي.براي اون درچوبي.براي اون درازکوچه پشتي ک کمترازش رفت وآمدميکرديم.براي اون حياط بزرگ.براي درختاي ياس کبودش.براي اون اتاق کوچيک.براي اون راهرو.براي اون آشپزخونه.براي اون اتاق ک توش پره رختخواب بود براي اون راه پله.براي اون اتاقاي تو در تو.برا اون صندلي ک 1مهتاب روش مي نشست.آجي حتا دلم برا اون قبرتنگ شده ک روش نوشته"خادم الزهرا،مرحومه ي مغفوره،حاجيه...

    ادامه مطلب
  • مکالمات

  • نیلوبلاگ

    -حسین -جان؟ -من خیلی روزه قضا دارم بچه بودم نمیگرفتم ینی مامانم اینا نمیذاشتن میگفتن مریض میشی چ کنم؟ -اممممممممممممممم -ها؟ -بذافک کنم -ها داری فک میکنی فک کن فک کن -هااااا -چچی؟ -بیا هفته دو روز روزه بگیریم باهم دوشنبه و پنجشنبه میشه ماهی 8 روز چنروز قضا داری؟ -نمیدونم زیاد -مثلا یک ماه؟ -ن بیشتر -خب دوماه -اره -باهم سعی میکنیم برا هرروزم کفارشو کنارمیذاریم ایشالا خداقسمت کنه -حسین؟ -جان دلم -مرسی ک سرزنشم نکردی -براروزه هات؟ -اره -براهمه ممکنه پیش بیاد بانو -حسین؟ -جان؟ -تو شدی پیامبرمن.داری ...

    ادامه مطلب