
xa0...
ادامه مطلب
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم میل - میل توست اما بی تو باور کن که من در هچوم باد های سرد پرپر می شوم ........................................... مهدی فرجی...
ادامه مطلب
هوای این روزای من هوای سنگرهیه حسی روحمو تا زینبیه می برهتا کی باید بشینم و خدا خدا کنمبه عکس صورت شیهدامون نگاه کنمحالا که من نبودم اون روزا تو کربلابی بی بذار بیام بشم برای تو فدادرسته که من آدم بدی شدم ولیهنوز یه غیرتی دارم رو دختر علی(ع)باید برای اینکه جونمو فدا کنمبه حضرت علی اکبر(س) اقتدا کنمچی میشه پرچم حرم برام کفن بشهسلامِ به بی بی شهادتین من بشهیا زینب(س)...
ادامه مطلب
امید غریبانِ تنها کجایی؟ چراغ سرِ قبر زهرا کجایی؟ تجلی طاها، گل اشک مولا، دل آشفته داغ آن کوچه غم، گرفتار گودال خونین، دل افکار غم های زینب، سیه پوش قاسم، عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا، نفس های سجاد، نواهای باقر، دعاهای صادق، کس بی کسی های شب های کاظم، حبیب رضا و انیس غریب جوادالائمه، تمنای هادی xa0عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی ... کجایی؟) xa0...
ادامه مطلب
سلام دوست عزیزی که فرمودند نوشته هات رنگ ماتی داره جا داره که تشکر کنم از انتقادشون سعی میکنم بهترشون کنم اما من اینجا نیومدم که اثرهنری خلق کنم یا چیزی بنویسم که کسی خوشش بیاد من اینجا حرف دلمو مینویسم به زبون خودم بازم ممنون...
ادامه مطلب
آجي؟دلم تنگ شده براشون.چرا وقتي آدما ميميرن انقد عزيز ميشن؟با اينکه من مطمعنم اگربودن هم ما عاشقشون بوديم.دلم براي اون کوچه تنگ شده.براي اون خونه قديمي.براي اون درچوبي.براي اون درازکوچه پشتي ک کمترازش رفت وآمدميکرديم.براي اون حياط بزرگ.براي درختاي ياس کبودش.براي اون اتاق کوچيک.براي اون راهرو.براي اون آشپزخونه.براي اون اتاق ک توش پره رختخواب بود براي اون راه پله.براي اون اتاقاي تو در تو.برا اون صندلي ک 1مهتاب روش مي نشست.آجي حتا دلم برا اون قبرتنگ شده ک روش نوشته"خادم الزهرا،مرحومه ي مغفوره،حاجيه...
ادامه مطلب
عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی ! سها حیدری...
ادامه مطلب
عبدالله بن حسن بن علي بن ابيطالب«عبدالله» کودک چند ساله امام مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. (1)شیخ مفید چنین نقل میکند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی» با شمشیرش به سر مبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام پارچهای درخواست فرمود و با آن سر مبارکش را محکم بست و عمامهای بر کلاه خود بست. شمر و دیگران هم به جایگاه خود بازگشتند. زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند.عبدالله پسر امام مجتبی(علیه السلام) هنوز ب...
ادامه مطلب
می رسد اسبی ز میدان آه و واویلا یال خونینش پریشان آه و واویلا لب بگشا ذوالجناح بگو حسینم کجاست؟ نگو حسین من است ، سری که بر نیزه هاست؟ چرا بر حنجرش خنجرنهادند؟ اگر کشتند چرا ابش ندادند؟ xa0 xa0...
ادامه مطلب
مهسا جان خيلي دوست دارم آجي خيلي...
ادامه مطلب
اصلا مهم نیست که اینطور دلم شکست اصلا مهم نیست به دل امام زمانمxa0 نگا میکنم میبینم این غصه ها هیچه خدا خودش کمکم میکنه چ انتظاری داشتم ؟ هیچی نمیخوام هیچی ایشالاxa0 من هم بشم xa0فدایxa0 سید علی مث تموم شهدا ک فدای مولاشون شدن نبایدxa0 گریه کنم تاالان طاقت اوردم اینام میگذره همش میگذره همش فقط بقول دوستم مرضیه هرچی که بشه بازم خدا هست خدا هست خدا هست...
ادامه مطلب